محمد قنبرى
131
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
بارى ، اجتهاد تصويبى حتى در صورت تلطيف شدهاش باطل و غير علمى است و نمىتواند به عنوان طريقى براى استبناط در فقه تلقى شود ، زيرا پيشفرضهاى اين روش اجتهادى با محتواى عمل استنباط تناقض دارد . گذشته از اينكه اين پيشفرضها با مبانى عمومى فقه نيز سازگار نيست . ب ) اجتهاد اكتشافى اين ديدگاه تنها ديدگاهى است كه علماً داراى ارزش است ، و فقه اماميه بر اين اجتهاد قرار دارد . در فقه عامه نيز اينگونه اجتهاد يكى از نظريات اساسى به شمار مىرود و مبناى آن اين اصل است كه مىگويد : شرع احكامى ثابت در وراء اجتهاد مجتهدين دارد كه مجتهدين موظفند از طرق معتبر براى آگاه شدن از آنها كوشش كنند . در اين كوشش گاه مجتهدين به واقع شرعى مىرسند و گاه نمىرسند . براى تحقيق و تبيين اين نظريه ، جز اصل مذكور اصول ديگرى هم وجود دارند كه اجتهاد را از گرايش به تصويب مصون داشته و در راستاى اكتشاف تثبيت مىكنند . طرفداران اين طريق اجتهادى را بدين جهت كه قائل به امكان خطا و صوابند مخطئه گويند ، در برابر آنان كه به مصوبه ناميده شدهاند . اجتهاد كشفى يا اكتشافى گرچه يك محتوا بيش ندارد اما در تفسير آن نظريههاى چندى وجود دارد كه به طور كلى مىتوان آنها را در سه نظريه يا مسلك منظور كرد . تحقيق اين مسالك به بحثى مشروح نياز دارد ، از اينرو به مباحث تحقيق اجتهاد واگذار مىشود . ايضاح و نقد مسلكهاى اجتهادى چنانكه گفته شد بر عهدهء مباحث اجتهاد در فصول آيندهء نوشتار ديگر است ، ولى در اين مقاله براى تتميم بحث ، پيرامون ماهيت شرح ، فهرستوار گفتارى از سه مسلك كلى اجتهاد كشفى ارائه مىشود : 1 . مسلك اجتهاد اصولى اين مسلك بر مجموعهاى خاص از تعاريف و اصول استوار است كه در علم اصول مورد تحقيق و تبيين مىباشد .